شب

به نام او

 

در وسط جنگل پوشیده از برف گرگ پیری خسته از میان درختان لخت سیاه رد می‌شد.زمین با برف پوشیده شده بود و رد پای گرگ در روی برف‌ها کشیده می‌شد.

بعد زمان شکسته می‌شه

گرگ سیاه توی تاریکی جنگل داره به بچه آهوی گم شده نگاه می‌کنه.سرو پای گرگ رو اشتیاق شکار پر کرده.

صدای نفسهای گرگ بچه‌آهو رو به خودش می‌یاره و بچه آهو با ترس به اطرافش نگاه می‌کنه و سعی می‌کنه که تو تاریکی اطرفش رو ببینه ،تقلای بچه آهو هیجان گرگ رو چندین برابر می‌کنه و فشار تپش خون در رگ‌های گرگ بیشتر می‌شه تک تک سلول های گرگ می‌خواد که حمله کنه ولی گرگ با مهارت خودش رو کنترل میکنه و آرام از فاصله نچندان دور به دور بچه آهو می‌گرده‌،اونقدر با احتیاط می‌گرده که حرکتش میان درختان لخت جنگل احساس نمی‌شه.همراه چرخیدن فاصلش رو با شکارش کم می‌کنه  و قدم به قدم به بچه آهو نزدیک‌تر میشه .از عمد تو مسیر نسیم قرار می‌گیره تا نسیم یخ‌زده بوی گرگ رو برای آهو ببره

آهو با استنشاق بوی گرگ می‌خواد در خلاف جهت نسیم فرار کنه که گرگ با یه پرش ساق پای آهو رو گاز می‌گیره و با دندون مچ پای آهو رو می‌شکنه.آهو نمی‌تونه بلند شه ولی زخم در حدی نیست که با آون زخم بمیره.آهو سعی می‌کنه با دست پا زدن از گرگ دور شه و گرگ آروم و بی حرکت ایستاده و به شکارش نگاه می‌کنه و تقلای بچه آهو رو تماشا می‌کنه.حرکت پر فشار خون در رگ‌های آهوکه می‌خوان از ترس از هم گسسته شن.

گرگ تو خودش فرو رفته و فکر می کنه که چه جوری شکارش رو تموم کنه و آروم و بی صدا ایستاده.

صدای زوزه دردناکی گرگ سیاه پیری در تمام جنگل می پیچه و بعد

سکوت سرما و سیاهی

/ 15 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
CRAZY GHOST

سلام به شب شكار عزيز خوبي؟ خوش ميگذره؟.......نوشته ي جديدت تفكر بر انگيزه!!!! گرگي كه دوست داره با شكارش قبل شكار شدن بازي كنه....!!!!! بچه آهويي كه حالا شايد ديگه مردن تنها آرزوش باشه !!! شكار شدن بدون درد.....مرگ آني ، بدون زجر....ميدونم گرگ هم وقتي به چشماي آهو نگاه ميكنه همينو ميبينه.....شايد تنها ترديدش و تو فكر رفتنش واسه همينه.....واسه انتخاب كردن راه تموم كردن..................... قشنگ بود و دردناك.....

CRAZY GHOST

سلام به شب شكار عزيز خوبي؟ خوش ميگذره؟.......نوشته ي جديدت تفكر بر انگيزه!!!! گرگي كه دوست داره با شكارش قبل شكار شدن بازي كنه....!!!!! بچه آهويي كه حالا شايد ديگه مردن تنها آرزوش باشه !!! شكار شدن بدون درد.....مرگ آني ، بدون زجر....ميدونم گرگ هم وقتي به چشماي آهو نگاه ميكنه همينو ميبينه.....شايد تنها ترديدش و تو فكر رفتنش واسه همينه.....واسه انتخاب كردن راه تموم كردن..................... قشنگ بود و دردناك.....

CRAZY GHOST

سلام به شب شكار عزيز خوبي؟ خوش ميگذره؟.......نوشته ي جديدت تفكر بر انگيزه!!!! گرگي كه دوست داره با شكارش قبل شكار شدن بازي كنه....!!!!! بچه آهويي كه حالا شايد ديگه مردن تنها آرزوش باشه !!! شكار شدن بدون درد.....مرگ آني ، بدون زجر....ميدونم گرگ هم وقتي به چشماي آهو نگاه ميكنه همينو ميبينه.....شايد تنها ترديدش و تو فكر رفتنش واسه همينه.....واسه انتخاب كردن راه تموم كردن..................... قشنگ بود و دردناك.....

CRAZY GHOST

سلام به شب شكار عزيز خوبي؟ خوش ميگذره؟.......نوشته ي جديدت تفكر بر انگيزه!!!! گرگي كه دوست داره با شكارش قبل شكار شدن بازي كنه....!!!!! بچه آهويي كه حالا شايد ديگه مردن تنها آرزوش باشه !!! شكار شدن بدون درد.....مرگ آني ، بدون زجر....ميدونم گرگ هم وقتي به چشماي آهو نگاه ميكنه همينو ميبينه.....شايد تنها ترديدش و تو فكر رفتنش واسه همينه.....واسه انتخاب كردن راه تموم كردن و مرگ آهو..................... قشنگ بود و دردناك.....

CRAZY GHOST

سلام به شب شكار عزيز خوبي؟ خوش ميگذره؟.......نوشته ي جديدت تفكر بر انگيزه!!!! گرگي كه دوست داره با شكارش قبل شكار شدن بازي كنه....!!!!! بچه آهويي كه حالا شايد ديگه مردن تنها آرزوش باشه !!! شكار شدن بدون درد.....مرگ آني ، بدون زجر....ميدونم گرگ هم وقتي به چشماي آهو نگاه ميكنه همينو ميبينه.....شايد تنها ترديدش و تو فكر رفتنش واسه همينه.....واسه انتخاب كردن راه تموم كردن و مرگ آهو..................... قشنگ بود و دردناك.....

CRAZY GHOST

گرگ به اينجا فكر نكرده بود كه شايد زخم دردناك تبديل بشه به راهي واسه حلول قسمتي از روحش به بدن آهو.........! يه گرگ ديگه با لباس آهو...............حتي از خود گرگ هم خطرناكتره........

CRAZY GHOST

اون ادامه نظر دیروزم بود که انگار ارسال نشده به هر حال........ امروز دوباره خوندمش.......بازم جالب بود....گرگ و آهو....بچه آهو....جالبه.....شکسته شدن زمان..... ولی بازم دردناک بود

بهاره

سلام. نه دوست عزیز چرا ناراحت شم؟؟؟ یه سو تفاهم بود فقط. آپم سر بزن[گل]

عاطفه

سلام چه لحظات پر استرسی...... اما غم انگیزتر اینکه ندونی طعمه هستی و میخوای شکار بشی بعد تو یه سکانس غم انگیز همه چیز برگرده و عمق درد با تمام وجودت احساس کنی.....